افعال قلوب

افعال دو مفعولی :

دلالت بر یقین دارند: راًی ، عَلِمَ ، وَجَدَ ، اًلفَی ، دَرَیَ ، تَعَلَّم

مثال : وجدتُ العلمَ نافع

الف) افعال قلوب    دلالت بر رجحان دارند:ظنَّ ، خالَ ، حَسِبَ ، زَعَمَ ، جعلَ ،عدَّ، حَجَا،هب

مثال : ظننتُ الدارَ قریبهً

افعال تحویل : صَیَّرَ ، رَدَّ ، تَرَکَ ، غادَر ، وَهَبَ ، تَخِذَ ، جَعَلَ.  -

 مثال : صیَّرتُ الطینَ خَرَفاً

ب) افعال عطا و بخششی: افعالی هستند که دو مفعول آن در اصل مبتدا و خبر نیستند.

مثال: اعطیتُ الفقیرَدرهماً ===> الفقیرُدرهمٌ (در جایگاه مبتدا و خبر نادرست است.)

    در اینجا الفقیرَ ، مفعول اول و درهماً مفعول دوم است.

نکات :

1- افعال قلوب بر سر مبتدا و خبر می آیند و بعد از گرفتن فاعل ، مبتدا وخبر را به عنوان دو مفعول خود منصوب می کنند .

مثال : علمتُ العلمَ مفیداً ===> العلمُ مفیدٌ (درجایگاه مبتدا و خبر است )

2- افعال قلوب در صورت بی نیازی از مفعول دوم، به همان یک مفعول اکتفا می کنند و معمولا زمانی است که علم  به معنای عرف و وجد به معنای لَقِیباشد .

مثال : علمتُ المسالة

3- تمامی افعال قلوب غیر از « هب و تعلَّم » متصرف اند.( یعنی دارای صیغه های ماضی ،مضارع، امر، اسم فاعل و اسم مفعول و مصدر هستند)

هب به معنای فرض بگیر و تعلَّم به معنای بدان جامد و غیر متصرف است و تنها فعل امر آن کاربرد دارد.

الغاء و تعلیق افعال قلوب :

تعریف الغاء : اگر فعل قلبی بعد از دو مفعول یا بین دو مفعول ذکر شود در این صورت جایزاست آن را از عمل ملغی کرده و به اصل خود یعنی مبتدا و خبر برگردند .

مثال : آتیاً الموتَ تعلمونَ / آتٍ الموتُ تعلمون ( زمانیکه هر دو مفعول بر فعل مقدم شوند)

آتیاً تعلمونَ الموتَ / آتٍ تعلمونَ الموتُ ( زمانیکه فعل میان دو مفعولش قرار گرفته

تعریف تعلیق : اگر بعد از افعال قلوب یکی از معلقات بیاید در این صورت این افعال در لفظ عمل نمی کنند ولی جمله بعد را سد مسدّ دو مفعول و محلاً منصوب میکند .به این معنا که عمل افعال قلوب را به خاطر وجود مانعی (معلقات) لفظاً لغو میکند

معلقات : « ما- إن – لا » نافیه /لام ابتدا / لام قسم / لو شرطیه/ کم خبریه و استفهامیه /لعّل استفهام

 مثال : ظننت ما کلامُک صدقٌ

ظننتُ: فعل و فاعل /ما: حرف نافیه /کلامُک :مبتدا/ صدقٌ: خبر و جمله" ما کلامُک صدقٌ": سد مسد دو مفعولِ ظنّ و محلا منصوب

مثال : لا ادری متی السفرُ  ( استفهامیه)

مثال :ظننتُ لجریرٌ أشعر من الأخطل ( لام ابتدا)

مثال :علمتُ لیقومنَّ زیدٌ ( لام قسم )

مثال :إن أدری لعَّله فتنهٌ لکم 

مثال :أوَ لم یَرَوا کم أَهلکنا قبلَهم من القرون 

 *در صورتی که فعل قلبی متعدی به دو مفعول باشد و بعدش مصدر موول متشکل از        « أنّ» به همراه اسم و خبرش و یا « أن » به همراه صله اش قرار گیرد، مصدر موول سد مسّد دو مفعول قرار میگیرد

مثال : زَعَمَ الذین کفروا أن لن یُبعثوا

فاعل و مفعولِ اول افعال قلوب می تواند ضمیر متصل با مرجع واحد باشد .

مثال : رأیتنی فی خطرٍ یعنی خود را در خطر یافتم (دیدم

تهیه:

بهناز علی اکبر

دانشگاه الزهرا دانشکده الهیات

گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی

ورودی 90