ألفعلُ التعجب(و هو عاملُ المفعولِ به الثامنُ)

فعل تعجب را به عنوان یک عامل برای مفعول به را بررسی می کنیم:

برای فعل تعجب دو صیغه وجود دارد، که هر دو جامد(غیرمتصرف)هستند و هیچ موقع از صیغه ی مفرد تغییر نمی کنند.

1)ماأفعَلَهُ= ما أجمَلَ الربیعَ( الربیعَ مفعول به است و عاملش صیغه ی ما أجملَ تعجب است)

ما:نکره تامه است/مبتدا

أجمَلَ:فعل و فاعله هو مستتر(استتار وجوبی علی خلاف الاصل)

الربیعَ:مفعول به(متعجب منه)

2)أفعِل به=أجمِل بالربیعِ

أجمل:فعل تعجب

ب:زائده است

الربیعِ:لفظاً مجرور-فاعل و محلا مرفوع

 

گاهی به جای این دو صیغه برای فعل تعجب موارد زیر استفاده می شود:

صیغه فَعُلَ:یا اصالةً(حَسُنَ)یا باتحویل(عَلُمَ)استفاده می شود و این به شرط اینکه صلاحیت برای ساختن تعجب از آن داشته باشد

مثال:  عَلُمَ زیدٌ                      حَسُنَ زیدٌ  /   حَسُنَ بزیدٍ

سماعی است:لله دَرُّهُ شاعراً(عجب شاعری است)

لله:خبرمقدم    /دَرُّهَ:مبتدای موخر  /شاعراً:تمییز

یالها حسرةً             /   واهاً له

 

**دو صیغه ی تعجب از افعل تفضیل(با تمام شرایطش)ساخته می شود؛

زمانی که از ثلاثی مزید(أکثر استخراجاً)،رنگها(أشدُّ احمراراً)،عیبها تعجب خواسته شود،ساخته می شود2 وزن أفعَلَ و أفعِل از ثلاثی ای که مطابق معنا قصد شده است از این ها و آنچه که شبیه آنهاست مثل افعل تفضیل است در مقایسه.

افعل تفضیل: أشَدُّ احمراراً

تعجب: ما أشدُّ احمرارَ هذه الوردة

 

شروط متعجب منه

معرفه باشد: ما ألَذَّ الثَّمَرَ(میوه چه لذیذ است)

یا نکره مختصه باشد:( نکره ای که برایش صفت بیاید):ماأسعدَ رجلاً یخافُ اللهَ.یخافُ اللهَ صفت است.

*نکته:

جایز نیست که متعجب منه نکره مبهم باشد مثل:ماأحسن رجلاً. در این صورت فایده ای ندارد و حتما باید نکره مختصه شود مثل:ما أحسنَ رجلاً یخافُ اللهَ

*نکته:زمانی که قرینه ای بر متعجب منه دلالت کند،آنگاه جایز است متعجب منه حذف شود:

مثال:أسمع بهم وأبصر بهم (به علت وجود قرینه متعجب منه باید حذف شود)

أسمع بهم و أبصر

 

صیغه تعجب صدارت طلب است،و معمولش بر آنها مقدم نمی شود و همچنین فاصله نمی باشد بین 2فعل تعجب و معمولهایشان به جزظرف و جارومجروری که متعلق باشند به فعل تعجب

مثال:ماأحسَنَ بالرجلِ أن یصدُقَ(چقدر برای مرد نیکوست که راست بگوید)

أقبح به أن یکذبَ(چقدر دروغگویی برایش زشت است)

 

***لایقال:

ماأحسَنَ بمعروفٍ أمراً(چون بمعروفٍ متعلق به امر است پس نمی تواند فاصله بین فعل تعجب و معمولش باشد)

ما أحسَنَ عندک جالساً(چون متعلق به فعل نیستند بلکه متعلق به مفعول هستند)

 

**منادا می تواند بین فعل تعجب و متعجب منه فاصله شود:

مثال:أعزز عَلیَّ أباالیقظانِ أن أراک صریعاًمُجدلّاَ(چقدر سخت است برای من ای ابایقظان که ببینم تو را به زمین افتاده و خاک آلود)

 

صیغه تعجب از زمان ماضی:

ما+کان(زائده)+أفعَلَ+متعجب منه

ما کان أجمَلَ منظرَالریاض

صیغه ی تعجب از زمان مستقبل:

ما أفعَلَ+مایکون+متعجب منه

ماأجمَلَ ما یکون منظرُالریاض

مایکون منظرُالریاض:مفعول و محلا منصوب-مصدر موول است.

ما مصدریه است

یکون فعل تامه است

 

نیلوفر غلامی شال

دانشگاه الزهرا

دانشکده الهیات

فقه ومبانی حقوق-ورودی90